جدال رسانهای؛ رنگ خطر برای نظام ارتباطی شهر
تحلیلی بر پایه رخدادهای اخیر لاهیجان
بارشهای اخیر و رعدوبرق شدید، که به بیش از ده مرتبه قطعی برق انجامید، تنها یک پدیده طبیعی نبود؛ بلکه بهعنوان یک «رخداد ارتباطی» عمل کرد و ضعفهای ساختاری در نظام اطلاعرسانی و مطالبهگری شهر را آشکار ساخت.
آبگرفتگیها با سرعت قابلقبولی رفع شد، اما آنچه در سطح رسانهای رخ داد، اهمیت بیشتری برای بررسی دارد: غلبه جدال میان اصحاب رسانه بر کارکردهای اصلی رسانه در شرایط بحران.
🟥 ۱. رسانه در بحران؛ از کارکرد تا اختلال
رسانه در شرایط بحران سه وظیفه اساسی دارد:
– اطلاعرسانی دقیق؛
– ارائه تحلیل فنی و علمی؛
– مطالبهگری ساختاری.
اما در رخداد اخیر، بخش قابلتوجهی از انرژی رسانهای صرف کنایه، تیکهپرانی و جدل میان خبرنگاران شد؛ پدیدهای که میتوان از آن با عنوان «انحراف کارکردی رسانه» یاد کرد.
در چنین شرایطی، رسانه از نقش نظارتی خود فاصله میگیرد و بهجای تمرکز بر بحران و ریشههای آن، درگیر رقابتها و اختلافات درونی میشود. پیامد مستقیم این وضعیت، کاهش فشار نظارتی بر مدیران شهری است.
🟥 ۲. خانه باغ ملی؛ نمونهای از فروپاشی ارتباطی
خانه قدیمی باغ ملی، که سالها پیش بهصورت انتقالی از یکی از روستاهای اطراف به این محوطه آورده شد، نمونهای از معماری سنتی گیلان و بخشی از حافظه فرهنگی شهر بود.
این بنا طی سالهای اخیر بدون برنامه مشخص برای نگهداری و حفاظت رها شد و هنگام فروریختن، بهجای ارائه گزارشی فنی درباره علت حادثه، توضیحی غیرکارشناسی مطرح شد: «پاتوق معتادان بود.»
این نوع روایتسازی، سادهکردن یک مسئله فنی و مدیریتی برای کاهش مسئولیتپذیری است. هنگامی که فشار رسانهای کافی وجود نداشته باشد، مسائل اصلی به حاشیه رانده میشوند و علتهای واقعی بحران کمتر مورد بررسی قرار میگیرند.
🟥 ۳. جدال رسانهای؛ تهدیدی خاموش برای پاسخگویی شهری
در شرایط بحران، رسانه باید نقش «ناظر عمومی» را ایفا کند؛ اما وقتی رسانهها بهجای مطالبهگری، درگیر سربهسر گذاشتن، کنایه و رقابتهای درونی میشوند، حساسیت نهادهای مسئول نسبت به بحران نیز کاهش مییابد.
وقتی مطالبهگری رسانهای تضعیف شود، مدیران شهری بهتدریج بحرانها را عادی تلقی میکنند؛ قطعیهای مکرر برق، آبگرفتگی معابر، ضعف زیرساختها و حتی تخریب بناهای تاریخی، بدون پاسخ روشن باقی میماند.
این همان نکتهای است که از منظر عمومی و احساسی نیز مطرح میشود:
«برای بعضی مسئولان انگار همهچیز عادی شده و با بیخیالی از کنار مشکلات عبور میکنند.»
🟥 ۴. پیامدهای افت مطالبهگری رسانهای
وقتی رسانهها از متن بحران فاصله میگیرند، پیامدهای زیر رخ میدهد:
– پاسخگویی مسئولان به تأخیر میافتد؛
– گزارشهای فنی و شفاف منتشر نمیشود؛
– کمکاریها به حاشیهها و عوامل فرعی نسبت داده میشود؛
– بناهای تاریخی بدون برنامه نگهداری رها میشوند؛
– زیرساختها با هر بارش شدید دچار اختلال میشوند؛
– بحرانها تکرار میشوند و به بخشی از وضعیت عادی شهر تبدیل میگردند.
این روند، بهتدریج چرخهای از فرسایش نظارت عمومی ایجاد میکند؛ چرخهای که در آن، نه علت مشکلات بهدرستی بررسی میشود و نه مسئولیت مشخصی متوجه نهادهای مربوط خواهد شد.
🟥 ۵. جمعبندی
رخدادهای اخیر لاهیجان نشان داد که بارشهای شدید و حوادث طبیعی، تنها زیرساختهای شهری را نمیآزمایند؛ بلکه نظام اطلاعرسانی و رسانهای شهر را نیز در معرض ارزیابی قرار میدهند.
در لحظهای که مردم به اطلاعرسانی دقیق، پیگیری مستمر و صدایی مطالبهگر نیاز داشتند، بخشی از رسانهها درگیر یکدیگر شدند. این وضعیت، زنگ خطری است؛ نه فقط برای رسانه، بلکه برای پاسخگویی شهری.
رسانه باید مطالبه کند، مستند کند و صدای مردم باشد؛ نه اینکه انرژی خود را صرف جدالهای درونی کند. وقتی رسانهها در مسیر مسئولیت اجتماعی خود کنار هم قرار بگیرند، هیچ بحرانی برای مدیران شهری عادی نخواهد شد.
در ادبیات رسانهای، این همان وضعیت «میرزا بنویس نباشیم» است؛ نوشتن بدون نظارت، گزارش بدون مطالبه.
✍رقیه خوشحال سوستانی
دسته بندی:
برچسب ها:
0